امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

29 ماهگي

1395/7/26 9:59
نویسنده : فاطیما
113 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر مهربون من! فدات بشم وقتي بيرون از خونه تو بغل من يا بابايي باشي اگه حس كني خسته شديم ميگي خودم راه ميام تو خسته شدي محبت فدات بشم تو انقدر مهربوني وقتي صداي آهنگ ماشينتو ميذاري بهم نگاه ميكني كم ميكني ميگي مامان كم كردم سرت درد نگيره محبت

عشق من انقدر شعر و قصه ياد گرفتي كه همش يادم نميمونه برات بنويسم، آقا پليسه بيداره، عمو زنجيرباف، هوا شده كمي سرد، سوره توحيد، خسته نباشي راننده، عروسك قشنگ من قرمز پوشيده ... تعدادي از اوناست.

مهد كودك هم خداروشكر ميري و دوست داري، مرتب ميگي خاله حيدري منو دوست داره ... اما بعضي از روزا با ناراحتي ازم جدا ميشي، با اينكه بعدش تو دوربين ميبينمت كه ميري تو كلاس و فراموش ميكني اما همون ناراحتي اوليه باعث ميشه تا ظهر كه بخوام ببينمت حالم گرفته باشه، ظهر هم كه تا ميام دنبالت منو مي بيني بجاي اينكه بياي بيرون ميپري تو اتاق بازي ميگي اينجا بمونيم بايد به زور بيارمت بيرون!!

تمام بچه هاي مهد حتي كلاساي ديگه رو كامل ميشناسي و بعضا فاميليشون رو هم ميدوني، پسر زرنگ ماماااان بغلبغل

يه بار ميخواستي بهم بگي بيا اينجا بشين گفتي ماماني بفرماييد اينجا بشينيد خندونک يه روز بابا ميخواست شما رو سوار ماشين بكنه لباستو گرفت اورد جلو يهو گفتي ميگم كتمو نكش اااا خندهخنده 

امسال به لطف خدا سومين محرم زندگيت رو هم پشت سر گذاشتي، و من با ديدن اينهمه تغييرت نسبت به سالهاي پيش حس غريبي بهم دست ميداد، عين يه آدم بزرگ با ديدن دسته ها و هيئت ها يه حالت غمگيني به خودت ميگرفتي و خيلي قشنگ هم سينه ميزدي و حتي نوحه ميخوندي، يه روز كه از هيئت برگشتيم حسابي جو گرفته بودت و گفتي برقا رو خاموش كنين من بخونم ... حسين جاااااامن محبت الهي امام حسين (ع) نگهدارت باشه و هميشه دوستدار اهل بيت و در مسير اونها باشي عزيزدلم 

روز دفاع بابايي

روز جهاني كودك

پسندها (1)

نظرات (0)